
قسمت دوم :
..................
هیتلر ادامه داد . اثرات آن می تواند وحشتناک باشد . همین طور است . فرض کنیم که این
تشعشات اتمی بتواند تحت کنترل قرار گیرد و سپس به عنوان جنگ افزار به کار رود ،
باز اثرات آن به منتها درجه وحشتناک خواهد بود.درگزارش دکترتت خواندم که تنها یکی از
این بمب هایی که رادیواکتیویته اش تحت کنترل قرار دارد ، قدرت تخریبی اش از لحاظ
تئوری معادل سنگ های آسمانی که در آریزونا ، سیبری ونزدیکی دریاچه بایکال سقوط
کرده اند ، خواهند بود .یعنی در شعاع ۵۰ کیلومتری هرموجود زنده ای ،نه تنها انسانی بلکه
حیوانی و گیاهی را نابود خواهد کرد و این پایان جهان خواهد بود .
وانگهی ، چگونه می توان این راز را پنهان نگاه داشت ؟ غیر ممکن است .
نه ، هیچ ملتی ، هیچ گروهی از افراد متمدن وجداناً نمی تواند چنین مسئولیتی را به عهده
بگیرد . اگر به عنوان معامله متقابله نیز دست به چنین کاری بزند ، خودش نابود خواهد شد .
تنها اقوامی نظیر آنهایی که در آمازون علیا و سوماترا زیست می کنند ، شانس زنده ماندن
خواهند داشت .
این اظهار نظرهایی که پیشوا کرد ، شاید تنها یک دقیقه طول کشید .اما وقتی در اوت ۱۹۴۵
که به تازگی بازداشت شده بودم ، آگاه شدم که دو بمب اتمی بر روی هیروشیما و ناگازاکی
پرتاب شده است ـ آن هم بی نتیجه ، چون امپراتوری ژاپن قبلا شرایط صلح را از آمریکا
پرسیده بود ـ بی اختیار به یاد این یک دقیقه افتادم .
در کتابی خواندن تحت عنوان بریتانیا و انرژی اتمی که تاریخ رسمی سازمان تحقیقات اتمی
انگلستان از ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ می باشد ، خانم مارگارت گوینگ تصریح میکند که در میان
پیشگامان ساخت بمب هایی که بر هیروشیما و ناگازاکی پرتاب شد ، شماری پناهندگان آلمانی
از جمله پایرلس ، فریش ، روتبلات و دیگران وجود داشته اند و نیز کلاس فوکس که بعد ها
به جرم تسلیم اسرا اتمی به شوروی محکوم به زندان شد .
خانم گوینگ می گوید بسیاری از دانشمندانی که در انگلستان کار می کردند از آلمان آمده
بودند . اوپنهایمر و زیلاردکارشناسان بزرگ اتمی آمریکا نیز در آلمان و در دانشگاه گوتینگن
تربیت شده بودند .
به عقیده من طرز فکر هیتلر که خلق و خوی هنرمندانه اش ـ که دیگر مورد انکار هیچ کسی
نیست ـ نمی توانست با دکترینی مطابقت داشته باشد که هدفش پیروی ویرانگر نیروهای زنجیر
گسسته بود .
با این همه و به رغم اینکه پیشوا به کارشناسان ما دستور داده بود که تحقیقات خود را در
جهت نابودی بشریت ادامه ندهند ، فیزیک اتمی به هیچ وجه در آلمان مورد سهل نگاری قرار
نگرفته بود . از این روصدها کارشناس اتمی که به زیر پرچم احضار شده بودند ، در ۱۹۴۲
جمع آوری و در آزمایشگاه ها به کار گمارده شدند .
هیتلر که در جنگ جهانی اول خودش مورد اصابت گاز جنگی قرار گرفته بود ، همواره
جنگ شیمیایی را محکوم می کرد . اما می ترسید که چنین جنگی به آلمان تحمیل شود.
شیمی دانان ما نوع جدیدی گاز کشف کرده بودند که اکنون می دانیم هرگونه دفاعی در برار
آن غیر ممکن بود : گاز تانوم . اما هیچ کس در آلمان حتا درآلمان در حال سقوط هم درصدد
استفاده از آن بر نیامد!!این بود صلح طلبی هیتلر و یارانش در ارتش نازیسم و رایش سوم .
اما در پایان جنگ تاراجی منظم و به طور قطع بزرگترین چپاول تاریخ صورت گرفت .
اختراعات و نقشه های آلمان به وسیله کامیون وقطار وکشتی و هواپیما به شرق و غرب برده
شد . سپس کارشناسان آلمانی اسیر، خودشان این مدارک را پیدا کردند و توضیحات لازم را
به متخصصان فنی کشورهای فاتح دادند.آمریکایی ها بدون رودرباستی اقرارکردند که منافعی
که از این بابت عایدشان شد ، چندینبرابر هزینه جنگ را تامین کرد .
اماخود جنگ ؟ بگذارید ابتدا این خوشمزگی چرچیل را درکنفرانسی در ۱۹۵۲ در امریکا نقل
کنم : (( ما اسرار ساختن سلاحی را که اجازه داد جنگ در آسیا را با پیروزی پایان دهیم در
توبره خو هیتلر پیدا کردیم .)) . ژنرال آیزنهاور نیز پس از جنگ اظهار داشت : (( اگر
آلمانی ها شش ماه زودتر سلاح های جدید و-۱ و و-۲ را در اختیار داشتند ، حمله به
کشورشان غیر ممکن می شد .))

منبع : جنگ ناشناخته ، اتو اسکورزنی ، ترجمه عبدارضا هوشنگ مهدوی ،نشر البرز .
برداشت نویسنده وبلاگ :
تمام متن بالا برای هر کس که حتا ذره ای اهل منطق باشد ، جای هیچ شک و شبهه ای
نمی گذارد که آدولف هیتلر این خداوند جنگ در موضوع هسته ای و حفظ جامعه بشریت از
از هر گزند و خطری یک خداوند صلح به تمام معنا بوده است .
همانطور که درسطرهای اخر می بینیم حتا چرچیل اظهارمی کند هیتلر دانش هسته ای را
داشته اما خوب چیزی که برای ما واضح است از ان استفاده نمی کند فقط و فقط به خاطر
اینکه او مخالف سر سخت استفاده از هرگونه ماده شیمیایی و نابود کننده بشریت بوده .
حال همه اینها نگاشته شد درپاسخ ان دسته از دوستانی که هیتلر و ارتش و را بی رحم و
بی دانش خوانده اند . امیدوارم ذره ای توانسته باشیم نقاط تاریک ذهن شما خوانندگان را
روشن کنیم و پرده از یکی دیگر از رازهای تاریخی بر داشته باشیم . با سپاس فراوان .
نگارنده = ناسیونال سوسیالیسم آریایی
منتظر شما هستیم در :
........................................................................
........................................................................
قسمت اول :
سخنی با خوانندگان تارنگار :
دورود . در این بخش و بخش بعدی بر آن شدیم جواب عده زیادی از دوستان را که بر
ما خورده گرفته اند براینکه چرا هیتلررا خدای صلح نامیده ایم بدهیم .امید است توجه دوستان
بیشتر بر متن معطوف گردد و نظراتشان در رابطه با متن باشند نه مانند نوشته های قبل شاهد
هرزه نویسی ها و یاوه گویی هایی از طرف کسانی باشیم که حتا نشان و آدرسی برای
پاشخگویی ما به خود نمی گذارند و معلوم نیست قصد و نیتشان چیست .و چه چیز را دنبال
می کنند . در بخش اول به مسائل مربوط به طرح لیندمن و دانش فیزیک هسته ای آلمان
نازی و شایعات در مورد سلاح های سری و کشنده و بیماری هیتلر و بخشی از خاطرات
اسکورزنی می پردازیم و در قسمت بعدی مسائل کلی تر را بیان می نمائیم .
بخش اول :
اتو اسکورزنی در کتاب خود جنگ ناشناخته می نویسد :
طبیعی است که سربازی که برای میهنش می جنگید،بفهمد که اورپا درمعرض خطر هولناکی
قرار دارد و بخواهد که به پیروزی نایل شود .
سر انجام شهرهای آلمان نیز هدف هواپیماهای انگلیسی و آمریکایی قرار گرقتند . از ماه مه
۱۹۴۲ هزاران بمب افکن برفراز کلن و سپس اسن ، دوئیسبورگ ، هامبورگ ، مانهایم ،
دورتموند و چندین شهر دیگر تخم یرانی و مرگ پاشیده بوند . فقط کارخانه های ما مورد
حمله قرارنمی گرفتند.فرشی از بمب دها هزار زن و کودک را قتل عام می کرد . درژوئیه
۱۹۴۳ پس از انکه هواپیماهای دشمن ۹۰۰۰ تن بمب انفجاری و آتشزا بر روی هامبورگ
ریختند شهر مانند مشعل شعله ور می سوخت . دشمن انتظار داشت با این کار ملت آلمان را
علیه حکومتش به قیام وادارد و یک انقلاب به سبک بلشویکی آلمان را وادار به تسلیم کند .
این نظریه ای بود که ف. لیندمن مشاور روانشناسی نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا در ۳۰
مارس ۱۹۴۲ به چرچیل داده بود .طبق این نظریه ۵۲ شهر المان با بیش از صدهزارجمعیت
باید با خاک یکسان می شد .
در نظرمورخان آینده بی شک عجیب به نظرمی رسد که هیتلر بمب اتمی را نساخت درحالی
که از نظر تئوری و عملی امکان ساختن آن را از ۱۹۳۸ داشت . در واقع در اوخر آن سال
بود که پروفسور اوتوهان و پروفسور اشتراسمان آزمایش شیمیایی شکافتن اتم را انجام دادند.
هان در ۱۹۴۴ جایزه نوبل شیمی را دریافت کرد .
پس از جنگ بسیاری از فیزیکدانان آلمانی اعلام داشتند که با تمام قوا کوشیده اند که هیتلر به
بمب اتمی دست نیابد . به عقیده من اگر این اشخاص راست گفته باشند ، کارشان به هیچ وجه
موجب افتخار نیست . اما در این زمینه واقعیت چیز دیگری است .
از سال ۱۹۳۹ توجه هیتلر به امکانات شکفت انگیزی که در نتیجه شکافتن اتم در اختیارش
قرار می گرفت ، جلب شد . من اطلاع دارم که در پائیز ۱۹۴۰ گفتگوی مفصلی در این
خصوص با دکتر تت وزیر تسلیحات به عمل آورد . عقیده او هیچ گاه تغییر نکرد .
فکر می کرد استفاده از نیروی اتمی در مقاصد جنگی مترادف با پایان بشریت خواهد بود .
آلبرت اشپر در کتابش موسوم به در قلب رایش سوم که در ۱۹۶۹ منتشر شد ناچار اذعان
می کند که هیتلر ازچشم انداز اینکه دردوران زمامداری او کره زمین تبدیل به ستاره ای شود
که در شعله آتش می سوزد به هیچ وجه خشنود نبود . در اینجا مایلم یک خاطره شخصی را
نقل کنم :
در ۱۹۴۴ به قرار گاه کل هیتلر احضار شدم . حمله آردن در حال تدارک بود و پیشوا
می خواست دستورات اولیه را درباره عملیات گریفون به من بدهد . در آن هنگام گفتگوهای
زیادی درباره سلاح های سری آلمان می شد و دکتر گوبلز در این کار نقش مهمی داشت .
شایعات عجیبی درباره ساختن و حتی موجود بودن سلاح های شگرف و نابود کننده رواج
داشت . گفتگو از سلاح وحشتناکی بود که بر پایه رادیو اکتیو مصنوعی قرار داشت .
من بدون انکه کارشناس فیزیک اتمی باشم می دانستم که امکان دارد با آزاد کردن انرژی
اتمی اورانیوم یک بمب انفجاری ساخت . چیزی که در این مورد توجهم را جلب کرده بود ،
حمله خرابکارانه به کارخانه آب سنگین نروژ در اوایل ۱۹۴۳ و بمباران هایی بود که در
پائیز بعد به کارخانه مزبور آسیب شدید وارد کرده بود.افزون برآن یکی از کشتی های
ما که آب سنگین حمل می کرد ، غرق شده بود .
وقتی به قرار گاه کل رسیدم ، به من گفتند هیتلر بیمار وبستری است ، با وجود این مایل است
فورا با من گفتگو کند . تصور می کنم یکی از معدود دیدارکنندگان و شاید تنها دیدار کننده ای
بودم که پیشوا در بستر بیماری پذیرفت . قیافه هیتلر بسیار تغییر کرده بوده ، لاغر شده ولی
ذهنش همچنان روشن و تیز بود . از اینکه مرا در چنین حالتی می پذیرد معذرت خواست و
خواهش کرد در کنار بسترش بنشینم . آنگاه هدف های استراتژیکی و تاکتیکی حمله آردن و
تصور ذهنی خود را از عملیات گریفون به سرعت برایم تشریح کرد .
دربرابرخود مردی را می دیدم که حتی الامکان اززینت وتجملی که می گفتند به اوشخصیت
می دهد عاری بود.به تدریج که صحبت می کرد ازصدای کلفت ولی متعادل و آرام او قدرتی
تلقینی ناشی می شد که نظیر آن را کمتر دیده بودم . اظهار داشت به رغم همه خیانت ها و
بی لیاقتیها ، سر انجام ارتش آلمان به پیروزی دست خواهد یافت . حمله آردن موفق خواهد
شد و در ضمن سلاح هایی با تکنیک جدید و واقعا انقلابی دشمن را به کلی غافلگیر خواهد
کرد . بی درنگ در ذهن خود بین آنچه درباره نروژمی دانستم ، سخنرانی ها و مقالات دکتر
گوبلز و مطالبی که پیشوا به من گفت ارتباط برقرار کردم . خود به خود و بدون انکه هیتلر
سوالی کرده باشد ، گفتگو از شایعاتی کردم که درباره رادیواکتیویته مصنوعی و استفاده
احتمالی آن رواج داشت . هیتلر نگاه درخشان و تب دارش را به من دوخت و گفت :
اسکورزنی ،می دانی که اگر انرژی ای که از تشعشات اتمی مصنوعی آزاد می شود و به
عنوان جنگ افزار مورد استفاده قرار گیرد ، پایان کره زمین خواهد بود ؟
هیتلر ادامه داد . اثرات آن می تواند .........
مانده دارد ............
نوشته شده = ناسیونال سوسیالیسم آریایی
قسمت پنچم :
ایالات متحده آمریکا ( آمریکا )
همه ما تفاوت فرهنگ و تاریخ دو کشور را می دانیم . ایران با تمدنی ۷۰۰۰ هزار ساله
در مقابل کشوری با قدمت نهایتا ۳۰۰ ساله.اما بحث ما به رخ کشیدن فرهنگ وتمدن نیست.
شاید بارها و بارها نام آمریکا را به عنوان یک دشمن شنیده باشیم . به خصوص از
رسانه های تصویری و شنیداری و نوشتاری و ... مربوط و وابسته به جمهوری اسلامی
ایران . اما در اینجا قصد و نیت ما بررسی علل و دلایل تنفرعده ای از این کشورو دشمن
دانستن آمریکا برای ایران و مردم کشور ایران است . بحث را به دو بخش تقسیم می کنیم ،
در بخش اول فواید و منفعت هایی که امریکا به ما رسانده و دربخش دوم به دشمنی های این
کشور با ایران آریایی می پردازیم .
چه منفعتی بالاتر ازاینکه پس از پایان جنگ جهانی دوم شاه بزرگ پهلوی رضاخان کبیر را
عزل کردند . چه منفعتی بالاتر از اینکه دانشمندان و نخبه های ایرانی را با دعوت نامه های
خود و امکانات عالی از یک کشور بگیرند ( هر چند که قدر این افراد را درمملکت خویش
نمی دانیم ) . چه دوستی بالاتر ازاینکه رئیس جمهور های مختلف این کشور به بهانه های
مختلف برای مردم ایران پیام های تبریک می فرستند و مردم ما گول همین چند دقیقه را
می خورند ، در شرایطی که همین افراد چند روز بعدتر کشور ایران را تروریسم و خطر
منطقه می خوانند جز اینکه توهین به یک کشور یعنی توهین به مردمان و هویت همه افراد
آن جامعه است . اگر بخواهیم از این منفعت ها بشماریم بیشمار است و مجال ما کوتاه .
پس به دشمنی ها و تیرگی های این کشور با کشوری که تمدن وفرهنگ جهان را یدک
می کشد می پردازیم :
دخالت همیشگی این کشور از زمان تشکیل و سری در بین سرها در آوردن بر هیچ کس
پوشیده نیست . چه دشمنی بالاتر از اینکه با استفاده از قدرت خود مدت ها است از دستیابی
ایران چه صلح آمیز چه غیرصلح آمیز به انرژی هسته ای جلوگیری می کند (هرچند ابلهانه
است که بنگاریم ایران درحال حاضر انرژی هسته ای و راکتورهای هسته ای غیر صلح آمیز
ندارد ، که موافق صد در صد آن هستم )
این کشور با نفوذ خود در اروپا دشمنی بسیاری از کشور های دیگر را برای ما به ارمغان
آورده . و تحریم های بسیاری برای ما به جا گذاشته . که شاید آخرین مورد آن مرگ ۱۶۸
نفر انسان بی گناه در یک هواپیما بود ، که باید قبول کرد به خاطرتحریم ها این هواپیما هنوز
در خطوط هوایی ایران در حال تردد بوده . چون یکی از تنها کشورهایی که به ما هواپیما
می فروشد همین دشمنان دوست نمای روس هستند . آن هم چه هواپیماهایی !!!!
دیگر از تحریم دارویی و کالایی و ... می گذریم . فیلم کمدی ۳۰۰ ، یکی دیگر ازآن
دشمنی های واضح و روشن برای ازبین بردن چهره ایران در جهان بود.که صحبت راجب
آن با وجود جایزه های بیشماری که در امریکا به این فیلم دادند بیهوده است . چون بر هیچ
آدم عاقلی پوشیده نیست که این فیلم یک دروغ پردازی کودکانه ای بیش نبوده است .
دیگر از چه بگویم که هر چه به ذهن رسد دشمنی است و دشمنی .
مجال صجبت اندک است وگرنه جنگ ایران وعراق ودزدیده شدن خاک این میهن و موارد
بسیار بسیار دیگر بودند که در ذهن خود چال می کنم تا شاید روزی مجال گفتن آنها برآید .
اما سخن آخر ایرانی آریایی بدان و اگاه باش که منزلت و مرتبه و شکوه تو همانطور که با
دستان تو از بین رفت با دستان تو نیز باز خواهد گشت نه با کمک کشورهای کوچک و
بی مایه ای همچون امریکایی ها و .... .
باشد که روزی ایران آریایی خود را با دستان خود به عظمت و شکوه قبل بازگردانیم که این
روز جز با دست در دست همدیگر دادن و اتحاد و تلاش و کوشش میسر نخواهد شد .
دورود بر روح پاک آریایی خون آریایی در رگ های ماست
توجه : تمام مطالب بالا اندیشه ها و عقاید نویسنده وبلاگ است و بس .
نوشته شده = ناسیونال سوسیالیسم آریایی